تبليغاتX
!!! درختها ایستاده میمیرند
كتوني ...



یکی بود کتونی هاش کوچولو بود و دلشم اندازه کتونی هاش کوچولو بود و خودشم اندازه دلش کوچولو بود .

حالا اما فقط کتونی هاش کوچولو ان .

من هنوزم عاشق کتونی های کوچولوشم !

+ اضافه شد:

+ قابل توجه بعضي از دوستان كه خيلي كنجكاون كه چرا من مثل قبل نيستم كم پيدام سر نميزنم.

بايد بگم هر چيزي تو زندگي يه دوراني داره.كه خواه يا ناخواه بايد ازش گذشت وبلاگ نويسي و دوستاي وبلاگي تجربه جالبي بود برام.ولي ديدم كه زياد وابسته اين كار شدم .وبايد بگم خيلي از وقتم رو صرف وبلاگ خوندن و وبلاگ نويسي ميكردم كه اين خودش منو از زندگي عقب مينداخت.ونمي ذاشت به خيلي از كارام برسم.براتون مثال ميزنم  با اين همه دوستاي وبلاگي كه  برات كامنت ميزارن و بايد كل مطلبشونو بخوني و براشون كامنت بزاري.چون نميشه كه همينجوري كامنت بي ربط بهشون بدي بايد مطلب شون رو  حتما بخوني تا بتوني كامنت بزاري.واين خودش كلي وقت ميخواد مثل قديمم نيست كه  بيكارباشيم توهم بزنيم و وبلاگ بخونيم.سرمون هم شلوغه .يه چيز ديگم هست نميخوام ناراحتت تون كنم .ولي وبلاگ نويسي هم چنگي به دل نميزنه مثل قديما پر شرو شور نيست نمي دونم چرا سرد و بي روح شده .انگار اين تنها من نيستم كه اين احساسو دارم چون به بعضي از دوستان هم سر زدم يا رفتن يا خيلي دير به دير آپ ميكنن. به اميد روزي كه دوباره همه چي به حالت اولش برگرده

+ پس متوجه شدين ديگه كه چرا كم پيدام . نه  عروس شدم نه سقط شدم ونه وضع حمل دارم.  فقط سرمون شلوغه .داريم زندگي ميكنيم يا بهتره بگيم زندگي داره مارو ميكنه                          

                                                                                                                                   قربون همگي



نگاشته شده به قلم توهَم خان در چهارشنبه 6 خرداد1388 ساعت 22:38 | لینک ثابت
متفرقه
گالری تصاویر بیژن ناصری.فتو بلاگ
نوشته های کوتاه بیژن ناصری