تبليغاتX
!!! درختها ایستاده میمیرند
ازدواج میکنم... اونم وبلاگی

 

سلام بر گل رخساز ضامن آهو

           میلاد امام رضا(ع) بر شما مبارک  

 

(خوشبحال خودمون که مشهدی هستیمالبته جای شما خالی.. جوش نزن برا توهم دعا میکنم) کاش امکانش بود شما هم میومدین مشهد .این روزا مشهد یه حالو هوای خاصی داره.الان دم غروب میخوام برم حرم چه حالی دارم قابل وصف نیست داداش(شنبه باز باید برم تربت جام)
با خودم میگم شاید بعضی از دوستای وبلاگی این روزا بیان مشهد. کاش میشد یه قرار باهاشون میذاشتیم همدیگرو می دیدیم ولی حیف ....  پا شو بیا اگه نیای نصف عمرت بر فناست اگرم بیای ۱۰ سال جوونتر میشی
 
 من خوبم بخدا

به علت خودکشی پیش از حد ودر نتیجه بالا رفتن آمار خودکشی. عکس خودمو از اون گوشه وبلاگ برداشتم.بعدشم خیلی راحت گفتم (به علت خوشگلی از دادن عکس معذورم).خب تقصیر خودتونه دیگه شما که میدونی من جنبه ندارم چرا اینقدر ازم تعریف کردی

آهای با شما هم هستم که میای کامنت خصوصی میزاری وبه من میگی بچه خوشگل

اولا : من بچه نیستم چون الان بیست سال سن دارم واز این بزرگتر مگه میخوام پنگوئن بشم

دوما: من اصلا خوشگل نیستم   (البته این نظر شخصی خودم بود وگرنه همه عالم میگن خوشگلی) ... من میدونم الان که این متنو میخونی تو دلت میگی چقدر از خودش تعریف میکنه... خب به منم حق بدین دیگه اگه اینجا حرف دلمو نزنم که میترکم بخدا. تو خونه که هیچ کس به من توجه نمی کنه (کمبود محبت دارم)  مجبورم بیام اینجا بگم:

چرا خدا ...  چرا هیش کس منو دوست نداره .(این قسمتو باید در حد زیر ده سال بخونیش)... منم میرم سیگار میکشم  . معتاد میشم.. بعدش میمیرم...(اینو جدی گفتم هاااا )

.

.

دلم واسه یکی خیلی تنگ شده . از دوستای وبلاگی هست اسمشم نیلوفر ولی من بهش میگم لوسین .حالا چرابهش میگم لوسین.کنجکاوی نکن بماند دیگه.چند وقت پیش باهاش آشنا شدم خیلی مهربونه منم از این مهربونیش سوء استفاده کردم: همش دوست داشتم رابطمون یه رنگ تازه ای بخودش بگیره. وبیشتر صمیمی شیم... که همین طور هم شد...

تازه قراره عکسشو واسم بفرسته انوخ من بعد از دیدنش هلاکش بشم وبه اتفاق خانواده بکوبیم بریم تهران واسه امر خیر..(خدا جونم ازت ممنونم بخت منم باز شد)... همه عروسا میرن گل بچینن .اونخ   نیلوفر رفته مماخشو عمل کنه ...   

 ادامه دارد ...(البته بشرطی )

ادامشو بزارین وقتی  نیلوفر یا همون لوسین خودم برگشت براتون میگم..پس شما دعاتون این باشه نیلوفر زودتر خوب شه و بعدشم همه تون دعوتین بیان اینجا واسه مراسم اینا دیگه...

اینم اقوام وآشنایان آقا دوماد: آبجی ندا (ندای آسمونی)  .خورشید خانم  . لیمو . آبجی سمیه  .آبجی لاله 

 و دایی احمد و زن دایی (اینا تازه عروسی کردن)   و مامان سیمین  وهمه دوستای وبلاگی وکسایی که دارن این مطلبو میخونن

مجردی کجایی یادت بخیر .. ماهم رفتیم قاطی مرغا شدیم

البته یه نکته ی دیگر رو هم متذکر شوم:

اگر چنانچه چند روز بعد گذرتون به اینطرفا افتاد ..و دیدین رو سر در وبلاگ یه پارچه سیاه زدن و روش نوشته شده به علت مرگ ناگهانی جوان ناکام(نویسنده وبلاگ) این وبلاگ تعطیل شد... اصلا تعجب نکنید.. چون  نیلوفر منو اعدام کرده (اونم در ملع عام)

 

* قبل از ازدواج:
بیژن(خودم): آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم.
 نیلوفر: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟
بیژن: نه! فکرش را هم نکن.
 نیلوفر: منو دوست داری؟
بیژن: البته!
 نیلوفر: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
بیژن: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟
 نیلوفر: منو مسافرت می‌‌بری؟
بیژن: مرتب!
 نیلوفر: آيا منو می‌‌زنی؟
بیژن: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم!
 نیلوفر: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
بعد از ازدواج:
متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد!!!

  پی نوشت :

 پ ن : قالب وبلاگو داری.. حالشو ببر

 توهَم زدگی:

+ کاش واسه همه چیزایی که تو دنیا هست یه فلگ داشتیم که Active میکرد یا DeActive ! کاش دنیا و هر چی که توشه و خاطره ها امکان Cut - Copy - Delete داشت ! کاش تو زندگی هم دکمه Undo داشتیم ! کاش خدا رشته کامپیوتر خونده بود ! اونوقت احتمالا دنیا رو درست حسابی تر میساخت !

 + دیوونه خودتی !



نگاشته شده به قلم توهَم خان در چهارشنبه 30 آبان1386 ساعت 11:52 | لینک ثابت
تو کجایی ...

دلم گرفته است
دلم گرفته است

به ايوان مي‌روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده‌ي شب مي‌كشم
چراغ‌هاي رابطه تاريكند
چراغ‌هاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشک‌ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردني‌ست

فروغ

 

اول اینکه: سلام

 
دوم اینکه: اصلاً به من چه؟!  اصلاً به شما چه؟! و اصولاً به کسی چه؟!

.

.

هوس تنهایی کرده ام . جای خلوتی می خواهم و صدای او را که دائم بگوید: دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم . و من با صداش در خودم غرق شوم و بغض کنم و آرام گریه کنم تا کلافه شوم و بگویم: بس است دیگر ! بگو دوستت ندارم . بگو از تو متنفرم ، برو گم شو ! و او بگوید: دوستت ندارم ، از تو متنفرم ، برو گم شو ! و من از شنیدنش سبک شوم و بخندم و کیف کنم و دوباره هوس کنم آن صدا باز با ناز و خنده سرک بکشد و بگوید: هر چه گفتم دروغ بود ، دوستت دارم ! و دوباره سنگین شوم و کیف کنم و فرو بروم و گریه ام بگیرد و دوباره بازی شروع شود و من التماس اش کنم که بگوید دوستم ندارد و او بگوید: چون تو می خواهی می گویم دوستت ندارم . بس که عاشقت هستم می گویم از تو متنفرم تا بخندی . و بعد بپرسد: حالا راضی شدی ؟ سبک شدی ؟ و من بگویم: نه ، رفتن ات ، آمدن ات ، خنده ات ، گریه ات ، آشتی ات ، قهرت ، عشق ات ، نفرت ات ، دوری ات ، نزدیکی ات ، وصال ات ، فراق ات ، صدات ، سکوت ات ، یادت ، فراموشی ات ، خواندن ات ، نخواندن ات ، و اصلا بودن ات و نبودن ات سنگین است ، سنگین است ، سنگین است . بگویم: اتفاق تو از همان اول نباید می افتاد و حالا که افتاده است دیگر نمی توان آن را پاک کرد . اما شاید پاک کنی باشد تا مرا برای همیشه پاک کند .

.

 پی نوشت :     

+ خیلی بی ادبم خودم میدونم ...

+ هر چی بنویسم میخواید گیر بدید که چی شده و چته ! بی خیال !

+  



نگاشته شده به قلم توهَم خان در جمعه 25 آبان1386 ساعت 14:26 | لینک ثابت
کاشکی ...

تمام انگیزه هایم را باخته ام

این روزها تا دلت بخواهد

پرم از خالی

از سکوت

از هیچ !

.

.

.

سلام ... من حالم خوش نیست

نمی دونم چرا این دل صاب مرده گرفته(تو پست قبلی بهش اشاره کردم) بد جورم گرفته اصلنم ول کن نیست دلم واسه همه چی وهمه کس میگیره از بقال سر کوچه گرفته تا رهگذر تو خیابون  حتی به سربازها ودانشجوها (مخصوصا دخترای خوابگاهی)...باید هر چه سریعتر خودمو به یک دامپزشک نشون بدم نکنه خدای نخواسته جنون گاوی چیزی گرفته باشم ...آقا بگذریم سر دردتون ندم حرفای این دل ما  تمومی نداره ...

امان از دست دخترای این دوره زمونهآدمک ها :دیروز جاتون خالی رفتم خیابون یه چرخی بزنم  همینجوری سرم تو لاک خودم بود از تو پیدا رو می رفتم که یهو با صدای ناز یه دختر خانم به خودم اومدم آقا یه تیکه به ما انداخت  که اندرکفش موندیم  .حالا نپرسین چی گفت که نمی تونم بگم .این مثالو میزنم جهت آشنایی(می تونم شماره بدم پاره کنی) از این چیزا... ما هم که کم نیاوردیم اول یه نگاه تحقیر آمیز بهش انداختم از پائین به بالا (یعنی ریز می بینمت

بعدشم برداشتم بهش گفتم آخه خانم مگه خودت برادر پدر نداری(مثل این خواهر بسیجیا تا یکی میوفته دنبالشون میگن مگه خودت خواهر مادر نداری) ما هم یاد گرفتیم.. همیشه که نباید دخترا ناز بیارن...

دخترک سرش را پایین انداختو رفت  وما هم به راهمون ادامه دادیم همینجوری که می رفتیم اعتماد به نفس کاذب بهم دست داده بود با خودم میگفتم اگه یه وقت یه ماشین مدل بالا جلو پام ترمز بزنه بعد رانندشم یه دختر پولدار (خوشتیپ وخوشکل )باشه اونوخ چیکار کنم... نتیجه: دوره زمونه بدی شده مواظب خودتون باشین...

  پی نوشت :

پ ن:  عکس خودمو گذاشتم تو وبلاگ تا یه وقت تجسمتون بهم نخوره وبرای یک بار هم که شده نویسنده این وبلاگو دیده باشین .فقط اشتباهی فکر نکنین اون گربه ناز که عکسشو بالای پست گذاشتم منم نخیر من به این خوشگلی نیستم عکسمو میتونی اون گوشه سمت چپ وبلاگ ببینی

+ دارم ته میکشم ! بای



نگاشته شده به قلم توهَم خان در شنبه 19 آبان1386 ساعت 10:6 | لینک ثابت
قاب خالی

قاب خالی

نشان از به تصویر کشیده نشدن من و توست

وقتی قدم می زدیم و

رویا ها توی عکس نمی افتادند !

.

.

.

سلام  امیدوارم حالتون خوب باشه !!!

گاهي اوقات نوشتنم نمياد! همينجوري بدون دليل. يك عالمه حرف دارم ولي گاهي بعضي هاش خصوصيه بعضي هاش غر الكيه بعضي هاش هم واگويه هاي يه نفره است! به خودم. بقيه چه گناهي كردن بشنون آخه 

دلم یه جورایی نرم گرفته احساس غریبی میکنم.. تو این چند روز دهنم سرویس شده از بس سرم شلوغه وکار سرم ریخته..ولی چاره ای جز سکوت ندارم میدونی چرا ...خداوند فرمود:
ای انسان وقتی که دهنت سرویس می شود ناشکری نکن ، چرا که ممکن است حال کنم و بیشتر پدرت را در بیاورم.

  

 پی نوشت :

 

 یکی از دوستان به نام (زندگی اجبار است) میاد ولطف میکنه نظر خودشو میگه واز من تشکر میکنه ..ولی آدرس وبلاگشو درست نمی نویسه تا من برم سر بزنم واز خجالتشون دربیام

خواهش میکنم اگه اینبار اینجا اومدی حتما یه نام ونشون از خودت براز تا بهت سر بزنم. خوشحال میشم اگه این کارو بکنی

 

اینم تقدیم به این دوستمون

.

.

زندگی اجبار است
  مرگ انتظار است..عشق يک بار است..جدايي دشوار است..فکر تو تکرار است..اگر رفتم تو يادم کن..اگر مردم تو خاکم کن.. اگر موندم در اين دنيا به مهر خود تو شادم کن
 

پ ن: اگه خدا بخواد میخوام قالب وبلاگمو تا چند وقت دیگه عوض کنم آخه خودمم خسته شدم شما رو که خدا میدونه چی میکشین از دست من(خدا صبرتان دهد برادر وخواهر گرامی)

 

پ پ ن ۱۳/۸/۸۶: آخ جون پیدا کردم آدرس وبلاگشو (زندگی اجبار است)  ...خودش لطف کرد و اومد آدرسشو درست نوشت برام ۱۰۰۰ مرتبه ازت ممنونم ..ولی به من گفته چرا اینقدر خودتو میگیری(من غلط بکنم)

 

 

ایام بکام



نگاشته شده به قلم توهَم خان در چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت 12:26 | لینک ثابت
متفرقه
گالری تصاویر بیژن ناصری.فتو بلاگ
نوشته های کوتاه بیژن ناصری